ملت عشق

1 ماه پیش

کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک نویسنده فرانسوی ترک تبار است. او را میتوان یکی از شجاع ترین و شناخته شده ترین نویسنده ی ترکیه دانست چون کتاب ملت عشق که یکی از کتاب های پر فروش  تاریخ ترکیه است نوشته ی اوست.

ملت عشق شامل دو داستان است که بطور موازی روایت می شود.روایتی معاصر که مربوط به زنی به نام اللا است که زنی خانه دار و متاهل است ولی غمگین که در ماساچوست امریکا زندگی میکند.اللا به کار ویراستاری در یک انتشاراتی شروع بکار میکند و انجا با کتاب شکنجه شیرین نوشته عزیز زاهارا  که به او داده اند که بخواند و ویرایشش کند.او از طریق همین کتاب با تصوف اشنا شده که زندگی اش دچار تحول می شود.ملت عشق روایت دوم همین کتاب است که در کنار زندگی اللا روایت میشود.

 

نویسنده در روایت ملت عشق از زوایای دید مختلفی برای روایت استفاده کرده است,گاهی از زاویه دید شمس,گاهی یک گدا,گاهی روسپی و گاهی مولانا و یا حتی از خانواده اش او بهره برده است.به همین ترتیب عشق مولانا به شمس و تنفر مردم شهر و خانواده مولانا از شمس به تصویر کشیده شده است.اما روایت اللا چندگانگی در زاویه دید ندارد و تنها از زاویه دید اللا روایت می شود.شاید اگر روایت او هم از زاویه دید عزیز و یا فرزندان اللا بود خواننده می توانست داستان را بسیار روشن تر درک کند.

ملت عشق یکی از کتاب های پر فروش بود که در ان جزییات مهمی را میتوان دید.هر فصل با حرفB شروع می شود.برای عارفان اهل تصوف رمز قران در سوره ی فاتحه جمع شده که که ماهیت و ذات ان در اولین کلمه ی سوره امده است که ان بسم الله الرحمن الرحیم  (به نام خداوند بخشنده ی مهربان )است.شمس به چندین قراءت از قران و شافاک به دو ترجمه کاملا متضاد دوران معاصر از سوره ی نسا می پردازد.

ملت عشق به طریقت تصوف نمایی تصویری می بخشد.پیوندی می شود میان جستجوی اللا برای یافتن عشق و جستجوی شمس و مولانا به دنبال رستگاری ازطریق مودت و دوستی.روایت شمس و مولانا توسط شخصیت های مختلفی همچون همسر و پسران مولانا روایت می شود که یکی از انها قصد داشت شمس را به قتل برساند.

در رمان شاهد روایتی مهیج به صورت اول شخص از طریق ایمیل هستیم.نویسنده بیشتر به تفسیری عوام گرایانه از تصوف میپردازد تا تفسیری تخصصی.

شمس عارفی است که به دلیل بالا بودن از لحاظ عرفانی کسی او را نمی فهمد و او به همین دلیل سفر های زیادی میکند سر انجام در سفر به قونیه با مولانا اشنا میشود با این که مولانا شاگردان زیادی داشت اما همه ی انها را رها میکند و با شمس در اتاقی خلوت میکنند و عرفانی حرف میزنند به دلیل شمس که در دل مولانا جا باز کرده ،خانواده ی مولانا بخصوص پسرش از او متنفر است است سرانجام شمس از انجا سفر میکند،پس از سفر شمس مولانا بسیار ناراحت میشود پسر مولانا به دنبال شمس میرود تا او را برگرداند ،او را بر میگرداند پس از برگشت شمس مورد سو قصد قرار میگیرد و کشته میشود و مولانا تا ابد در داغ رفیق عارفش تا ابد میماند.

در همین حین که داستان شمس روایت می شود اللا با عزیز روز به روز اشنا می شوند و شوهرش از این راز با خبر میشود اللا خانواده رها کرده و به سمت عزیز میرود انها  پس از اشنایی به استانبول میروند انجا عزیز مریض شده و میمیرد پس از فوت عزیز اللا دوباره تنها شده و عزیز دوستان صوفی اش در مراسم عرفانی دفن میکنند.

۰


برچسب ها :

بدون دیدگاه